افشای جزئیات ...
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:26
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «...» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. Design By : Bia2skin.ir
آنچه باید درباره باباییی بدانید
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:26
موضوع «باباییی» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی میکنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. Design By : Bia2skin.ir
افشای جزئیات امروز..
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:26
در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «امروز..» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. Design By : Bia2skin.ir
شب نوشته در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 11:26
شب نوشته در ادامه، هر آنچه باید درباره «شب نوشته» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. یک سلام خشک و خالی واسه کسایی که ای...
امروز..
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 4:08
سلام دوستان من دوباره اومدم،درسته ادم قبلی نیستم ولی مثل قبلنا اومدم اینجا فکر نمی کردم روزی برسه که دوباره بیام اینجا بخوام مطلب بنویسم xa0
شب نوشته
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 4:08
یک سلام خشک و خالی واسه کسایی که اینو میخونن خیلی دردا هست نمیشه تصورش کرد خیلی چیزا هستن هیشکی نمیتونه بفهمه کجا و کی اتفاق اافتادن خیلی چیزا رو هم هر چقدر ارزوشون کنی بازم نمیتونی داشته باشیش
باباییی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:41
-بابایی به این خانومت یه چیزی بگو ها-چرا دخترم مگه چیشده؟؟؟-میاد واسم چش غره میره هی چپ نگام میکنه دیوونم کرده...-بابایی من که نمیتونم به مامانت چیزی بگم.-اخه چرا بابا؟؟-چون اون چشما چند سال پیش منو جادو کردن منم دیوونم کرده...20
...
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 6:41
یکی از نشانه های کوچیک خوشبختی اینه که حسود باشی به اون حسود باشه به تو...
عاشقانه برای تو..
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 22:53
_میشه وقتی حرف میزنی تو چشام نگاه نکنی؟؟؟!!! +چرا مشکلش چیه؟؟؟ _آخه نمیشنوم چی میگی!
خوشبختی..
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 22:53
یکی از نشانه های کوچیک خوشبختی اینه که اونی که دوسش داری بیشتر از تو دوستت داشته باشه. دعا میکنم از این عشقاقسمت همتون بشه.
عشق یعنی..
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 0:19
عشق یعنی... هر روز باsms صبح بخیرش بیدار بشی..
فردا تولده عشقمه هووووووووووووووووووورا
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 9:26
هوررررررررررررررااااااااااااا وقت جشنه حالا اخ جووووووووووون بدوییین اول برقصین بعد کادو xa0 بدو بدو اول رقص بعد کادوxa0 اهان قرش بدهxa0 یوووووووهوووووووووو دست جیغ سوتxa0 افرین حالا نوبت به کادو ها میرسه ما تا کادو نگیریم کیک نمیدیمxa0 خخخخخخ اول کادوهارو رو کنین بعد
هووووووووووووووووووورا
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 9:26
تولــــدت مبــــــارکمحمدم xa0
گاهی..
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:41
گـــاهی ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓــﻘﻂ ﻧﮕــﺎﺵ ﮐـﻨﯽ ﻫـﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐـﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻧـﮕﺎﻫﺶ مـیکنی ﺍﺷـﮑﺎﺕ ﺳـﺮﺍﺯﯾﺮ مـیشه ﺗــﻮی ﺩلــت مــیگی ﻧﺒـﺎشی ﻣﯿـﻤﯿـــــﺮﻡ هـمـیشه بـاش
عاشقانه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:41
اول یه گوشه گیرش میندازی تا نتونه تکون بخوره بعد انقدرمحکم بغلش میکنی تا نفسش بند بیاد.
میشه..
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 16:41
میشه اونقدر بوسم کنی که یادم بره چی می خواستم !؟
ای کاش
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
کاش میشد... یک لحظه جایمان را با هم عوض کنیم.. شاید تو می فهمیدی چقدر بی انصافی... و من می فهمیدم...چرا....؟!!
جای کسی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
خیلی ها دوست دارند جایِ آدم معروف ها سیاستمدار ها و یا دکتر، مهندس ها باشند من اما دلم می خواهد جایِ کسی باشم که تو عزیزم صدایش می زنی ...
روزی که
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
با گذشت زمان، با وجود برفِ نشسته روي موهايت، هنوز هم زيبايي. روزي را تصور مي كنم، كه از من به جز چند بيت شعر و دو خط نوشته، هيچ نشاني نيست. روزگاري كه نه ديگر هستم تا برايت شعر بخوانم، نه تو و مردمانِ شهر، بودنم را به ياد مي آوريد. روزي را تصور كن؛ كه بعد از سالها فراموشي، ناگهان به كسي شبيهم برمي خ...
جنگی که رخ داد
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
من بازمانده ی جنگی هستم که سال ها پیش بین قلب من و چشم های تو، درگرفت؛ قلب من شکست و... جنگ، تمام شد ! حالا من جانبازی هستم تنها که با آخرین ترکش های رفتنت نفس می کشم,,,,