حرف...
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
دیزی : تو که میدونی نمیتونیم باهم باشیم، چرا نمیری؟! گتسبی : میترسم.... دیزی : از چی میترسی ؟! گتسبی: از جداییت، جدا شدن ازت مثل پریدن از یه ساختمون 8 طبقه است، شاید زمین بخورم و نمیرم، اما هنوز به زمین نرسیده، از ترس مردن میمیرم...
دیالوگ ماندگار
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
شازده کوچولو : من باید برم تا سوالامو از آدما بپرسم ، باید برم تا کشف کنم! روباه : اما آدما خیلی وخته چیزیو کشف نمیکنن اونا هرچی که احتیاج دارنو از مغازه میخرن ولی چون تو مغازه ها دوست نمیفروشن " اونا همیشه تنهان"
..
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
به آدمهايى كه از خوشحالى شما شاد ميشوند و از ناراحتى شما غمگين ، توجه خاص داشته باشيد. آنها كسانى اند كه سزاوار جايگاهى ويژه در قلب شما هستند
....
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
هر وقت که باور کردی هیچ چیزی غیر ممکن نیست تونستی شایدهای زندگیتو به بایدهای زندگیت تبدیل کنی بدون که برنده از زمین میری بیرون...
عاشق بودن.
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 11:31
عاشق بودن زوری نیست ,اختیاری است اداری هم نیست ,ساعات کار ندارد شبانه روزیست.. خواب و خوراک نمیشناسد شوخی نیست, جدی هم نیست یک بازی ست که بلد بودن و قاعده خودش را خودش تعیین میکند عشق یا هست یا نیست حد وسط ندارد...