
گـــاهی ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﻓــﻘﻂ ﻧﮕــﺎﺵ ﮐـﻨﯽ ﻫـﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﮐـﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﻧـﮕﺎﻫﺶ مـیکنی ﺍﺷـﮑﺎﺕ ﺳـﺮﺍﺯﯾﺮ مـیشه ﺗــﻮی ﺩلــت مــیگی ﻧﺒـﺎشی ﻣﯿـﻤﯿـــــﺮﻡ هـمـیشه بـاش...
ادامه مطلب
با گذشت زمان، با وجود برفِ نشسته روي موهايت، هنوز هم زيبايي. روزي را تصور مي كنم، كه از من به جز چند بيت شعر و دو خط نوشته، هيچ نشاني نيست. روزگاري كه نه ديگر هستم تا برايت شعر بخوانم، نه تو و مردمانِ شهر، بودنم را به ياد مي آوريد. روزي را تصور كن؛ كه بعد از سالها فراموشي، ناگهان به كسي شبيهم برمي خوري.. چقدر گريه مي كني!؟ من.. بيش از اينها دوستت داشتم....
ادامه مطلب
من بازمانده ی جنگی هستم که سال ها پیش بین قلب من و چشم های تو، درگرفت؛ قلب من شکست و... جنگ، تمام شد ! حالا من جانبازی هستم تنها که با آخرین ترکش های رفتنت نفس می کشم,,,,...
ادامه مطلب